آرزو دارم برایت بهترین‌ها را

خداوندا نگهدارش ز آفت‌ها

شب و روزت سراسر غرق شادی‌ها

 خداوندا تو ستاري همه خوابن تو بيداري

به حق خواب و بيداري عزيزم را نگه داري



تاريخ : جمعه 25 مهر 1393 | 11:11 PM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |

هروقت ازدست کارهای کودکت عصبانی وخسته شدی این متن را باخودت مرورکن.
این شادمانی که اکنون دردست توست مدت زیادی نخواهدماند.این دستان نرم کوچکی که دردست توآشیانه دارددرحالی که درآفتاب قدم می زنی،همیشه باتونخواهدبود.
همینگونه این پاهای کوچکی که درکنارت می دودوباصدای مشتاقی که بدون وقفه وباهیجان هزاران سوال ازتومی کند،تا ابد نیستند.
این صورتهای قابل اعتمادکه به طرف تو توجه می کنند،یا بازوان کوچکی که برگردن توحلقه
می شوند،و لبان نرمی که برروی گونه های تو فشارمی آورند،دایمی نیستند.
قلب خودت رابرایشان ارزانی بدار.
روزهایشان راازشادی پرکن.
درخوشی وشادمانی معصومانه شان شریک باش.
که طفولیت جزدوروزی بیش نیست وباچشم برهم زدنی برای همیشه ازدست خواهدرفت.
اگرکودکی,
باخرده گیری بزرگ شود،ملامت کردن رامی آموزد.
باخصومت بزرگ شود،ستیزه جویی رامی آموزد.
بااستهزاء بزرگ شود،کم رویی می آموزد.
باشرم بزرگ شود،احساس گناه رامی آموزد.
بابردباری بزرگ شود،تحمل رامی آموزد.
باتشویق بزرگ شود،اعتمادبه نفس می آموزد.
باتحسین بزرگ شود،قدرشناسی رامی آموزد.



تاريخ : جمعه 4 ارديبهشت 1394 | 3:22 AM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |

رایانم تنها دلیل بودن من.........

تنها به شوق حضور تو نفس می کشم ای گل زیبا.من تمام لحظه لحظه های زندگی ام را شاکر خدایم هستم که تو فرشته زیبا و کوچک را به من هدیه داد و من را لایق نام مادر دانست تو زیباترین و خوشبوترین گل عالمی.

" تقدیم به همه مادران دنیا "
در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم ، مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم ! گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی.. نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ،ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم.. بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد... سالها گذشت و یکی آمد... یکی که تمام جان من بود...تمام زندگیم.امیدم برای نفس کشیدن ...تمام شادی و لبخندم...
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی....
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم.او با آمدنش سلطان قلب من شده بود. من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم... آخر من خودم مادر شده بودم...
                                                            " روز مادر مبارک همتون "



تاريخ : جمعه 21 فروردين 1394 | 10:54 PM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |

پسر عزیز و دوست داشتنی ما ..رایان  نازم.....

14 فروردین دومین سالیه که با تمام وجودم بخاطر وجود تو نازنینم سر به سجده میذارم و خدا رو بخاطر حضور تو، همیشه عزیزم هزار بار شکر میکنم.... چرا که از روزی که نطفه تو عزیزمو تو وجودم حس کردم باورت کردم عاشقانه لگد هاتو ..تکونهاتو .. لمس کردم و بیصبرانه ثانیه ها رو به عشق در آغوش کشیدنت شمردم و اون لحظه ای که مشامم با عطر وجودت پر شد برای من نهایت زندگی و عشق بود وبس..... گریه کردی ..گریه کردم... خندیدی...خندیدم...نخوابیدی...نخوابیدم... راه رفتی دستای کوچولوی نازتو تو با عشق توی دستای خستم گرفتم با تو بودم ...هستم... و خواهم بود تا همیشه....

دردانه ام راه زیادی در پیش داریم ........تنها و تنها آرزوی من و بابات به ثمر رساندن گل زیبای وجود توست ...از خداوند مهربون سلامتی و توانایی میخوایم که به لطفش بتونیم بهترینها رو به تو که زیباترین هدیه خدایی هدیه کنیم........ پس عزیزکم بخند ... لذت ببر و زندگی کن و تا زمانی که پاهایمان توان ایستادن دارن به ما تکیه کن که ما چون کوهی پشت توییم........

 آرزو دارم بهاران مال تو

            شاخه های یاس خندان مال تو

        ساده بودن های باران مال تو

       آن خداوندی که دنیا را آفرید

    تا ابد همراه و پشتیبان تو

گل پسری تولدت رو همون روز جمعه گرفتیم.همه کارهای تولدت رو هم خودم انجام دادم.البته بابا تو تزیینات کمک کرد.شام لازانیا ،ته چین، کیک مرغ ،بیف استروگانف ،ژله وکرم کارامل بود.تم تولدت هم کاراکتر اولاف مال کارتون فروزن بود .همه چی ابی و سفید شده بود.خدا رو شکر همه چی به خوبی و خوشی برگذار شد.

کیک تولدت هم کار خودمه خیلی خوب شده بود برای اولین بار .

 

 

 



تاريخ : شنبه 15 فروردين 1394 | 10:51 PM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |

رایان مامان سال نوت مبارک.ایشااله سالی باشه پر از خوشی و سلامتی واسه تو و همه نی نی های دوست داشتنی.

سال تو رو به همه دوستهامون تبریک میگیم و براشون سالی خوش و پراز موفقیت و شادی واسه خودشون و خانواده هاشون ارزو میکنیم.

رایان جونم ماه فروردین واسه ما خوب و خوشه و پر از اتفاق های خوبه.اول از همه اینکه سال نو میشه.هفته بعدش تولد خودمه و هفته بعدش تولد شما قند عسله.واسه همین ماه پر جنب وجوشی داریم.



تاريخ : شنبه 1 فروردين 1394 | 11:32 PM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |

رایان مامان 23 ماهگیت مبارک.

قربون قدت برم داری دیگه یواش یواش 2 ساله میشی عزیز دلم.ایشالله که همیشه سالم و شاد باشی و ما هم همش از وجودت لذت ببریم.

گل پسرم چند روز پیش خاله فرزانه و خاله شیرین با نی نی هاشون اومدن رفتیم استخر.اولش همش میترسیدی ولی بعدش کلی کیف کردی و اب بازی کردی .قرار شد از این به بعد زود زود بریم استخر.

رایانم این ماه یه دسته گل درست و حسابی به اب دادی اون هم شکستن شیر ظرفشویی اشپزخونه بود.قشنگ از جادرش اوردی و ماهم مجبور شدیم یکی دیگه بخریم و درستش کنیم.ولی اشکال نداره فدای سرت بلایی سر خودت نیاری این چیزها مهم نیست.

گل پسری این ماه سالگرد ازدواج من و بابا ست و خیلی خوشحالیم که کنارمونی و با وجود نازنین تو جشن میگیریم



تاريخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 11:12 PM | نویسنده : آزاده (مامان رایان کوچولو) |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد




.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مقالات الکترونیک
  • آمار سايت
    افراد آنلاین : <-Online-> نفر
    بازديدهاي امروز : <-Today-> نفر
    بازديدهاي ديروز : <-Yesterday-> نفر
    بازدید هفته قبل : <-Week-> نفر
    كل بازديدها : <-All-> نفر